
قلبم در كالبدم نميگنجد
كالبدم در اتاق
اتاقم در خانه نميگنجد
خانهام در دنيايم
و دنيايم در عالم نميگنجد
منفجر خواهمشد.
از فرط خشم حرفنميرنم
وگرنه سكوت من
در آسمانها نميگنجد
اين اندوه را
چگونه ميتوانم به ديگران بفهمانم
كه قلبم كوچك است
براي عشق
و مغزم در سرم نميگنجد.
آه! شقيقههايم! سرم از درد
ميتركد
فهميدم، ديگر فهميدم
نميتوانم اين موضوع را
به ديگران بفهمانم.
عزيز نسين
₪₪₪
دارم درس ميخوانم. روزي حدود 9 ساعت. همين است كه نميرسم چيزي بنويسم.
₪
راستي، اين شبها هيچ به آسمان نگاهكردهايد؟
آدم خيالميكند روي پنجه كه بلند شود، دستش را كه ببرد بالا، يك مشت ماه توي دستش جا ميماند...