
Thomas Willis
قبل از هر چيز بايد دانست انگلستان قرن 17، يعني زماني كه هنوز هم قلب مركز سازماندهي بدن تصور ميشد، و معتقد بودند پيامهاي محيط از راه خون در بدن جابهجا ميشود. هيچ هويتي براي مغز متصور نبود، آنهايي هم كه جمجمه را شكافتهبودند، مثل «هنري مور»، با اطمينان، مغز را صرفاً به «كاسهاي پر از طناب» تشبيه ميكردند!
در چنين شرايطي بود كه «توماس ويليس» در 27 ژانويهي 1621بهدنيا آمد تا با احتياط شروع به دستكاري در اين تصورات كند. پدرش كشاورز بود. 15 ساله بود كه او را براي كار نزد «دكتر توماس ايلز»، كشيش «كليساي مسيح» فرستادند. و تحت حمايت ايلز بود كه وارد آكسفورد شد. در آكسفورد بود كه طب خواند، و دچار اين دغدغه شد كه آيا ميتوان در كنار اعتقاد به علم، يك مسيحي مومن باقي ماند؟! دغدغهاي كه باعثشد تمام نوشتههاش را به اسقف اعظم كانتربوري تقديمكند.
در سال 1664 بود كه نخستين كتابش « آناتومي مغز» را منتشر نمود. 3سال بعد، در كتاب بعديش « پاتوفيزيولوژي مغز و سيستم عصبي» توضيحداد كه پيامهاي محيطي و فرمانهاي بدن نه از طريق خون، كه از طريق اعصاب جابهجا ميشوند. و براي اولين بار براي بخشهاي مختلف مغز نقشهاي متفاوتي قائل شد: تالاموس را به عنوان گيرندهي اطلاعات حسي، كورپوس كالوزوم را در ارتباط با تصورات، و كورتكس را مسئول حافظه معرفيكرد. او همچنين توضيحداد عدم تعادل مواد ِ درون عصب، از نظر شيميايي است كه باعث بيماريهاي رواني ميگردد، نه ارواح خبيثه و جابهجاييهاي ماه!
بيراه نيست اگر «كارل زيمر» معتقد است ويليس پدر درمان نوين روانپزشكي است. او نويسندهي كتاب « روان، تن را پديد آورد.» در رابطه با زندگي ويليس است كه در سال 2004 منتشر شد. زيمر اعتقاد دارد در حق ويليس اجحافشده، و دنيا او را طوري كه بايد نشناختهاست. حق با زيمر است. نه تنها در اين مورد، كه ساير زمينههاي فعاليت ويليس نيز شناختهنشدهاند. امروزه كمتر كسي ميداند كه ويليس اولين فردي بود كه متوجه وجود قند در ادرار ديابتيها شد، و نام قديمي ديابت تيپ I ، «بيماري ويليس I» بوده، يا « بيماري ويليس II» نام قديمي آسم، و به همين ترتيب «غدد ويليس» نام « كورپوس آلبيكانتا» بودهاست. «عصب ويليس»، « پانكراس ويليس»، « طناب ويليس» همگي ترمهاي مهجوري هستند كه نخستين بار توسط اين آناتوميست انگليسي مورد مشاهدهقرار گرفتند. او همچنين اولين كسي است كه تب تيفوسي را شرحداده، و بهنحوي پايهگذار مطالعات اپيدميولوژيك نوين در انگليس هم محسوبميشود.
دكتر توماس ويليس در اثر يك مشكل تنفسي، در سن 54 سالگي در گذشت. و تنها ردپايي كه از او در كتابهاي پزشكي بهجا ماند، آناستوموز عروقي قاعدهي مغز است كه همچنان «حلقهي ويليس» ناميدهميشود.
منابع:
1
2
3
4
₪₪₪
توضيح: اين مطلب به سفارش ماهنامهي «طبيب» نوشتهشده، بديهي است كه از نظر قانوني تمامي حقوق مطلب متعلق به اين مؤسسه است.