
Sir Thomas Clifford Allbutt
دستكرد توي جيب جليقهش، با فشار شست، سرپوش طلايي ساعت جيبيش را بالا زد. شرح حالش
را كاملكردهبود: پالس، تنفس، فشار خون، همه چيز را چككردهبود، ولي تازه 12 دقيقه ميگذشت. لااقل 8 دقيقهي ديگر هم بايد صبر ميكرد تا درجهحرارت درست دماي بدن پسر بچه را اندازهبگيرد. لولهي 30 سانتي دماسنج توي دستهاي كودك، مثل يك صليب بلند، روي سينه كشيدهشدهبود تا چانه.
دوباره گوشهي چشم كودك را پايين كشيد، تا رنگ ملتحمهش را چك كند. از مادر كودك كه حالا خمشدهبود و با دستمال گلدوزيشدهش عرق پيشاني پسرك را پاكميكرد، پرسيد:« گفتيد تبش از كي شروعشد؟»
خانم جوان دوباره از اول شروعكرد:« آقاي دكتر، ديروز صبح كاملاً خوب ــــ » خيلي بعيد بود كه « دكتر كليفورد» جوان، شاگرد اول سابق دانشگاه كمبريج، در كمتر از 12 دقيقه، شرح حال بيمارش را فراموشكردهباشد، ولي اين 8-7 دقيقهي لعنتي بايد ميگذشت يا نه؟!
به جاي آنكه بنشيند پشت ميز، رفت سمت پنجره. عينك پنسيش را از چشم برداشت، و بيرون را نگاه كرد: هواي هميشه مهآلود انگلستان. دكمهي درپوش ساعتش را فشار داد، با خودش فكر كرد 2 دقيقهي ديگر...
لابد در چنين روزي بود كه تصميمگرفت براي اين درد كهنهي سنجش دماي بيماران چارهاي بينديشد. آخر تا آن زمان ـ اواخر قرن 19م. ـ همه پذيرفتهبودند كه اين لولهي كذائي12 اينچي (30 سانتيمتري) بايد حداقل 20 دقيقه در دستان بيمار بماند تا دماي بدنش معلوم شود. كسي هم به فكر كار تازهاي نبود.
اما « دكتر توماس كليفورد آلبات» حدود 6 سالي بود كه در كنار طبابت، در « كالج يوركشاير» فيزيك و آناتومي تدريسميكرد. شايد هم همين تسلطش روي فيزيك و ترموديناميك بود كه نگذاشت زير بار برود، و باعثشد بالاخره در سال 1866 اولين نمونهي دماسنج مدرن امروزي را بسازد. اين دماسنج 6 اينچي قادر بود در عرض 5 دقيقه دماي بدن بيمار را ثبتكند، كه اين در مقايسه با 20 دقيقهي دماسنجهاي رايج يعني يك گام بزرگ در سميولوژي، يعني شاهكار!
اين تنها دين پزشكي و نشانهشناسي به كليفورد نيست. او كسي بود كه استفاده از افتالموسكوپ را در معاينهي روتين بيماران رواج داد. بقيهي كارهاش بيشتر بر ميگردد به نورولوژي، خصوصاً تتانوس و هيدروفوبيا. دستي هم در بيماريهاي قلب و عروق برد، او اولين كسي است كه در كتاب « بيماريهاي شرياني و آنژين صدري» اش اعلامميكند كه اين تنگشدن شريانهاي كرونري است كه باعث آنژين صدري مي شود.
توماس كليفورد آلبات در 20 ژولاي1836 در « ديوزبري» انگليس متولد شد. از آن آدمهايي بود كه تكليفشان با خودشان و دنيا معلوم است. از 23 سالگي كه مدرك دكتراش را گرفت، تا لحظهي مرگش( 22فوريهي 1925) زندگيش را تمام و كمال وقف طب كرد. او يك پزشك بود، از آن پزشكهاي واقعي، از آنهايي كه اوقات فراغتشان را هم، تاريخ پزشكي ميخوانند. تنها كتاب غير پزشكي در ميان تاليفاتش « پزشكي يونان در رم» است كه ميگويند نثر بسيار ساده، ولي خوش سبكي دارد.
منابع:
1
2
3
4
5
6
7
₪₪₪
توضيح: اين مطلب به سفارش ماهنامهي «طبيب» نوشتهشده، بديهي است كه از نظر قانوني تمامي حقوق مطلب متعلق به اين مؤسسه است.