



|
|
|
|
![]() 404 Not FoundThe server can not find the requested page: rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=cd7dae25ff99bab18e0638985bb440c3 (port 80) Please forward this error screen to rpc.blogrolling.com's WebMaster. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
February 24, 2007
مشكل رضا شاه « ديسمتري» بود! ديسمتري يعني اختلال مخچه به نحوي كه نتواني فاصلهات را از اشيا درست تخمين بزني و مثلاً موقع بالا رفتن از پلهها به جاي آنكه پايت را به اندازهي ارتفاع يك پله بالا ببري، به اندازهي نصف پله، يا دو پله قدمبرداري و خلاصه سكندري بخوري و با سر بيايي پايين. البته نه اينكه الزاماً مخچهي رضاخان ايراد پيدا كردهباشد، او به نوعي « ديسمتري سياسي » دچار شدهبود. كشورگشاييهاي هيتلر اين توهم را در ذهن رضاشاه ايجاد كرد كه بهزودي «آلمان» يكهتاز سياست عصر خواهد شد. اين طور شد كه تحت تاثير سخنرانيهاي غراي هيتلر در باب برتري نژاد آريايي و مشترك بودن نژاد دو ملت ايران و آلمان قرار گرفت. در يك روز زمستاني سال 1313 (1935 م.) تعدادي اوراق همشكل با نشان شير و شمشير گوشهي چپ صفحه، از دفتر دولت فخيمهي ايران، به سفراي كشورهاي خارجي در تهران ارسالشد، مبني بر اينكه از اين پس در مكاتبات خارجي بهجاي واژهي پرشيا از واژهي ايران استفادهشود. فلسفهي رضاخان اين بود كه كلمهي « ايران» ريشهي آن: «آريايي» را در ذهن زندهميكند، و به اين ترتيب مردم جهان در برخورد با آن بلافاصله متوجه برادري ديرينهي ايرانيان با هموطنان هيتلر خواهند شد! ₪₪₪ توضيح: اين مطلب به سفارش هفتهنامهي «همشهري جوان» نوشتهشده، بديهي است كه از نظر قانوني تمامي حقوق مطلب متعلق به اين مؤسسه است.
نوشته شده توسط آیدا در ساعت: 01:03 AM ● یادداشتها (0)
|
||
|
|
|