
6 دي 1313ش : تصويب استفاده از نام «ايران» به جاي «پرشيا» در جوامع بينالمللي
مشكل رضا شاه « ديسمتري» بود! ديسمتري يعني اختلال مخچه به نحوي كه نتواني فاصلهات را از اشيا درست تخمين بزني و مثلاً موقع بالا رفتن از پلهها به جاي آنكه پايت را به اندازهي ارتفاع يك پله بالا ببري، به اندازهي نصف پله، يا دو پله قدمبرداري و خلاصه سكندري بخوري و با سر بيايي پايين. البته نه اينكه الزاماً مخچهي رضاخان ايراد پيدا كردهباشد، او به نوعي « ديسمتري سياسي » دچار شدهبود. كشورگشاييهاي هيتلر اين توهم را در ذهن رضاشاه ايجاد كرد كه بهزودي «آلمان» يكهتاز سياست عصر خواهد شد. اين طور شد كه تحت تاثير سخنرانيهاي غراي هيتلر در باب برتري نژاد آريايي و مشترك بودن نژاد دو ملت ايران و آلمان قرار گرفت. در يك روز زمستاني سال 1313 (1935 م.) تعدادي اوراق همشكل با نشان شير و شمشير گوشهي چپ صفحه، از دفتر دولت فخيمهي ايران، به سفراي كشورهاي خارجي در تهران ارسالشد، مبني بر اينكه از اين پس در مكاتبات خارجي بهجاي واژهي پرشيا از واژهي ايران استفادهشود. فلسفهي رضاخان اين بود كه كلمهي « ايران» ريشهي آن: «آريايي» را در ذهن زندهميكند، و به اين ترتيب مردم جهان در برخورد با آن بلافاصله متوجه برادري ديرينهي ايرانيان با هموطنان هيتلر خواهند شد!
اما از آنجا كه هنوز رضاخان از فاشكردن افكارش در مقابل اربابان انگليسيش ابا داشت، تصميم وي از طرف دولت به اين شكل توجيهشد: « واژهي پرشيا به منطقهي محدودي از خاك ايران (استان فارس) دلالت دارد نه كل ايران.» بي توجه به اين كه اين نامگذاري ريشه در تاريخ دارد. يونانيان در دورهي هخامنشيان كشور ما را Persis - برگرفته از محل سكونت پادشاهان اين سلسله- ناميدند. و به اين ترتيب واژهي يونانى Persis به عنوان نام رسمى كشور ما در اسناد مغرب زمين به كار برده شد. تا اينكه بعدها هر كشور با توجه به ويژگىهاى زباني خود تغييرات كوچكى در آن داد و انگليسىزبانها آن را Persia خواندند. و بچههاي غربيها در كتابهاي تاريخشان با تمدن پرشيا آشنا ميشدند، نه ايران.
از طرفي، از بد حادثه، اين تغيير نام مصادفبود با تجزيهي دولت عثماني، و به اين ترتيب بسياري Iran را يكي از همين كشورهاي جديد پنداشتند، بدون هيچ رابطهي خاصي با 25 قرن تمدن و تاريخ پرشيا.
بايد مرض رضا شاه شديدتر ميشد و اطباي بريتانيايي آب و هواي جزيرهي موريس را براش تجويز ميكردند و خلاصه يك 25 سالي ميگذشت تا چهار نفر آدم كتابخوانده :«سيد حسن تقيزاده»، «علياكبر سياسي»، «عيسي صديق»، «علي دشتي» و ديگران شورايي تشكيل دهند و مراتب تاسف خود را از اين اقدام عجولانهي ملوكانه اعلامكنند، و خواستار استفادهي مجدد«Persia» شوند. نوشدارو بعد از مرگ سهراب! بگذريم كه اوضاع نابهسامان كشور مانع از بهبار نشستن اين كوششها شد.
متاسفانه اكنون در غرب، بهجز براي چند نفر ترمينولوژيست، واژهي ايران نهتنها يادآور نژاد آريايي نيست، بلكه به دليل شباهت زياد آن با واژهي Iraq (عراق) اغلب با اين واحد نوپاي عربي اشتباه ميشود. طوري كه وقتي ايرانيان براي اعتراض به تغيير نام «Persian Gulf» (خليج فارس) به «Arabian Gulf» (خليج عربي) پتشن امضا ميكنند و به نشنال جئوگرافيك نامه مينويسند، براي غربيها سوال ميشود كه « پرشيا» كه يك تمدن باستاني بوده كه سالهاست از ميان رفته، ايرانيها چرا سنگش را به سينه ميزنند؟!
₪₪₪
توضيح: اين مطلب به سفارش هفتهنامهي «همشهري جوان» نوشتهشده، بديهي است كه از نظر قانوني تمامي حقوق مطلب متعلق به اين مؤسسه است.