404 Not Found

404 Not Found

The server can not find the requested page:

rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=cd7dae25ff99bab18e0638985bb440c3 (port 80)

Please forward this error screen to rpc.blogrolling.com's WebMaster.


Designed by ARDAVIRAF
February 24, 2007

پروفسور محمود حسابي.jpg
4 اسفند 1281 ش: تولد «پروفسور محمود حسابي»

بعد از گذشت دو دوره‌ي دو ساله از آغاز كار« مدرسه‌ي مهندسي ايران» حيفم آمد كه اين مدرسه، فقط در يك رشته داير باشد. اين احساس وظيفه، مرا به ملاقات رئيس تعليمات عاليه كشاند. آقاي اعتمادالدوله قره‌گوزلو، وزير آموزش و پرورش، و فرهنگ و آموزش عالي آن زمان بودند. ايشان كه اعتمادش به من جلب‌شده‌بود درد دل عجيبي كرد. او گفت از زمان مرحوم ميرزا تقي‌خان ( امير كبير) هر سال 4 معلم از روسيه و فرانسه براي علوم مي‌آورديم، اما حالا دو سال است كه حتي براي آوردن همين 4 معلم هم پول نداريم. من هم گفتم:« بودجه‌ي خاصي نمي‌خواهد. اگر شما دستور بدهيد، دو تا اتاق به من بدهند، خودم با حمايت شما، يك چيزي مثل دارالمعلمين راه خواهم انداخت، و هر عده معلم كه خواستيد، همين‌جا براي شما، تربيت‌مي‌كنم.
وزير گفت:« مگر شما زير درخواست كتبي، براي گرفتن وقت ملاقات ننوشته‌بوديد: دكتر محمود حسابي؟» فوراً گفتم:« بله، همين‌طور است.» او گفت:« شما مي‌گويي دكتر هستي؟» گفتم:« بله» او گفت:« خوب پس اگر شما دكتر هستيد، بهتر است ما يك اتاق در اختيار شما بگذاريم، تا مريض‌ها را اين‌جا معالجه‌كنيد.» من كه متعجب‌شده‌بودم، گفتم:« من دكتر فيزيك هستم.» جناب وزير كمي فكر كرد و پرسيد:« آقا، فيزيك يعني چه؟» من كه بيش‌تر متعجب‌شده بودم، ديدم جاي توضيح نيست، هرچه باشد در برابر وزير فرهنگ قرار دارم. فكر كردم بايد به ايشان جوابي بدهم كه برايش آشنا باشد. فوراً گفتم:« فيزيك يعني همان شيمي!»
وزير لبخندي زد و با رضايت گفت:« بله، بله، مي‌خواهي بگويي داروسازي؟» چاره‌اي نداشتم، جز اين‌كه بگويم بله! آقاي قره‌گوزلو، در حالي كه به ‌نظر بسيار راضي مي‌رسيد كه رشته‌ي تحصيلي مرا درك‌كرده‌است، از من پرسيد:«حالا بگوييد ببينم چه مي‌خواهيد؟» گفتم:« دو تا اتاق. تا يكي را كلاس و ديگري را آزمايشگاه بكنيم.» او كه انسان وارسته و فهميده‌اي بود و به پيش‌رفت كشور علاقه داشت، فوراً دستور داد بالاي دارالفنون دو اتاق به من بدهند.
در همان اتاق‌ها بود كه دارالمعلمين عالي (تربيت معلم) راه افتاد، و به‌دست مرحوم پروفسور حسابي بود كه اولين راديوي ايران ساخته‌شد، براي اولين بار در ايران برق توليد شد، ايستگاه هواشناسي داير شد، ساعت بين‌المللي ايران تعيين‌شد، فكر تاسيس دانشگاه تهران در ذهن دكتر جرقه‌زد و...

چند خط بالا از كتاب « استاد عشق» ـ زندگي‌نامه‌ي دكتر حسابي به روايت فرزندشان « ايرج حسابي» ـ فقط يك مشت از خروارها عشقي‌ست كه مرحوم پروفسور حسابي نثار ايران كردند. اين كتاب را بايد خواند تا فهميد چرا در سال 1366 در كنگره‌ي « شصت سال فيزيك ايران» به « پروفسور محمود حسابي» لقب « پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران» داده‌شد.

₪₪₪

توضيح: اين مطلب به سفارش هفته‌نامه‌ي «هم‌شهري جوان» نوشته‌شده، بديهي است كه از نظر قانوني تمامي حقوق مطلب متعلق به اين مؤسسه است.


نوشته شده توسط آیدا در ساعت: 01:16 AM یادداشتها (0)