



|
|
|
|
![]() 404 Not FoundThe server can not find the requested page: rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=cd7dae25ff99bab18e0638985bb440c3 (port 80) Please forward this error screen to rpc.blogrolling.com's WebMaster. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
February 24, 2007
بعد از گذشت دو دورهي دو ساله از آغاز كار« مدرسهي مهندسي ايران» حيفم آمد كه اين مدرسه، فقط در يك رشته داير باشد. اين احساس وظيفه، مرا به ملاقات رئيس تعليمات عاليه كشاند. آقاي اعتمادالدوله قرهگوزلو، وزير آموزش و پرورش، و فرهنگ و آموزش عالي آن زمان بودند. ايشان كه اعتمادش به من جلبشدهبود درد دل عجيبي كرد. او گفت از زمان مرحوم ميرزا تقيخان ( امير كبير) هر سال 4 معلم از روسيه و فرانسه براي علوم ميآورديم، اما حالا دو سال است كه حتي براي آوردن همين 4 معلم هم پول نداريم. من هم گفتم:« بودجهي خاصي نميخواهد. اگر شما دستور بدهيد، دو تا اتاق به من بدهند، خودم با حمايت شما، يك چيزي مثل دارالمعلمين راه خواهم انداخت، و هر عده معلم كه خواستيد، همينجا براي شما، تربيتميكنم. چند خط بالا از كتاب « استاد عشق» ـ زندگينامهي دكتر حسابي به روايت فرزندشان « ايرج حسابي» ـ فقط يك مشت از خروارها عشقيست كه مرحوم پروفسور حسابي نثار ايران كردند. اين كتاب را بايد خواند تا فهميد چرا در سال 1366 در كنگرهي « شصت سال فيزيك ايران» به « پروفسور محمود حسابي» لقب « پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران» دادهشد. ₪₪₪ توضيح: اين مطلب به سفارش هفتهنامهي «همشهري جوان» نوشتهشده، بديهي است كه از نظر قانوني تمامي حقوق مطلب متعلق به اين مؤسسه است.
نوشته شده توسط آیدا در ساعت: 01:16 AM ● یادداشتها (0)
|
||
|
|
|