



|
|
|
|
|
June 06, 2007
دربارهي «حافظ به روايت كيارستمي» زياد نوشتهاند. تنها تناقضي كه در اين ميان ايجاد ميشود، در رابطه با پهناي لنز دوربين آقاي كيارستمي است، اينكه بيش از يك مصراع در آن نميگنجد. و در نتيجه بسياري از شاهبيتهاي ديوان به دليل موقوفالمعاني بودن دو مصراع يك بيت، جواز ورود به اين مجموعه را نميگيرند. گرچه كيارستمي با هوشياري مثالزدنيش در مواردي از عهدهي عبور از اين مانع نيز بر ميآيد؛ به عنوان مثال، در: آنچه در عليرغم موقوفالمعاني بودن دو مصراع، خواننده كمبود عبارت « در يكي نامه محال است كه تقرير كنم» را احساسنميكند، و آنچنان با آن « هيهات» آخر مستميشود كه اصلاً درصدد تكميل عبارت بر نميآيد. يا در : آري آري كيست كه به صرافت « دلنشان شد سخنم تا تو قبولش كردي» بيفتد؟! ولي با تمام اين اوصاف هنوز هم جاي خالي مناظرههاي بينظيري، چون: ₪ گفتم كه بر خيالت راه نظر ببندم ₪ گفتم كه كي ببخشي بر جان ناتوانم يا بيتهاي سحرآميز ديگري، نظير: ₪ صوفي ما كه ز ورد سحري مست شدي ₪ حسن خلقي طلبم خوي تو را ₪ در كمينگاه نظر با دل خويشم جنگ است ₪ خيال چنبر زلفش فريبت ميدهد حافظ ₪ گفتي از حافظ ما بوي ريا ميآيد و... گرچه نميتوان از آن تعبير به نقص كرد، چون به هر حال اين دوربين ايشان است، و اين هم آلبوم عكس ايشان. ₪₪₪ √ توضيح اين كه: « شراب تلخ ميخواهم كه مرد افكن بود زورش»، يك بار هم به صورت « شرابي تلخ ميخواهم كه مرد افكن بود زورش» آوردهشده، به ترتيب در صفحات 181 و 208 كتاب.
نوشته شده توسط آیدا در ساعت: 02:41 PM ● یادداشتها (6)
|
||
|
|
|