



|
|
|
|
|
August 01, 2008
نگاهي مياندازم به درد ته گيلاس. فكر ميكنم اين جرعهي آخر را بايد به سلامتي چه كسي نوشيد؟ « به سلامتي كسي كه آمد و نشد كه بماند...» ميگويم و گيلاس را سر ميكشم. بزرگشدهام ديگر. بيست و شش سال دارم.
نوشته شده توسط آیدا در ساعت: 12:10 AM ● یادداشتها (8)
|
||
|
|
|