404 Not Found

404 Not Found

The server can not find the requested page:

rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=cd7dae25ff99bab18e0638985bb440c3 (port 80)

Please forward this error screen to rpc.blogrolling.com's WebMaster.


Designed by ARDAVIRAF
August 26, 2009

دیروز تو درمانگاه بیمارستان سینا غوغایی برپا بوده است. آقای کروبی بعد از ناامید شدن از مراجع پزشکی قانونی برای اخذ گواهی مبنی بر تایید مستنداتشان در رابطه با Sexual Insult در حین شکنجه ی زندانیان سیاسی به درمانگاه جراحی بیمارستان سینا مراجعه کرده بودند. شاید انتخاب سینا به عنوان سانتر جراحی، ارتباطاتی با جو اصلاح طلبانه ی اساتید جراحی سینا داشته است. استاد سلیمی داماد مهندس موسوی هستند. و استاد ظفرقندی از دوستان باوفا و همچنان فعال آقای خاتمی، تنها چهره ای از اساتید دوره ی بالینی که در تحصن دانشگاه دیدم، و صد البته از اولین گروه اصلاح طلبانی که همان دوره ی اول دستگیری ها مدتی ناپدید شدند. و پس از بازگشت مشخص شد علت دستگیری شان (به نوعی) رهبری اعتراضات و طومارنویسی های کادر پزشکان بیمارستان نسبت به وقایع اخیر بود.
سینا جای امنی نیست، از دربان تا پرستار خبرچین فراوان دارد. توی درگیری های اخیر هم به ندرت مجروحی به سینا مراجعه کرد. برای شخص من، فقط یک مورد پیش آمد. شب تولدم، چهلم ندا، که آن مصیبت بهشت زهرا پیش آمد. بیماری داشتم، که سرش چیزی حدود 8 سانتی متر شکافته بود. به پزشک اسکرین گفته بود کابینت به سرش خورده. راضی نشد سی تی مغز شود. توی اتاق عمل هم اصرار داشت که موهای اطراف محل شکافتگی را با ژیلت نتراشم، همسرش پا به ماه بود، جنین پسر بود، اسمش را می خواستند بگذارند « کوروش» به قول خواهر خانمش «کوروش صغیر». با احتیاط پرسید زخمی های درگیری های اخیر را می آورند این جا یا نه، گفتم کاش نیاورند، این جا خیلی امن نیست و این ها. همین ای کاش گفتنم شد که گفت از بهشت زهرا می آید، این بار باتوم ها را بیشتر روی سر معترضین پایین می آوردند. گفت پیراهن مشکی تنش بوده و کلی خونی شده بوده، رفته خانه، دوش گرفته، پیراهنش را عوض کرده و با این سناریوی جدید آمده بیمارستان. آنتی بیوتیک که برایش می نوشتم، بلند شد سرژی فیکس را روی سرش محکم کرد و گفت امیدوار است جایی جبران کند، گفتم این بودنشان توی بطن حوادث بزرگ ترین جبران است.
القصه، سینا امن نیست؛ حتی با وجود استادهای خودی اش. شاید هم علت انتخاب شیخ اصلاحات صرف نزدیکی سینا به خیابان بهشت – محل سازمان پزشکی قانونی – بوده.

یادم هست آن اوایل تبلیغات انتخابات، طرفداران موسوی می گفتند کسی به کروبی هم رای بدهد خوب است، حتی یادم هست یک دستورالعمل تلفنی برای تشویق رای به موسوی برایم فورورارد شده بود، که مضمونش در مورد طرفداران کروبی این بود، که حالا اشکالی ندارد( تاکید می کنم اشکالی ندارد، انگار مثلا تبصره ای هم برای یک گروه اقلیت قابل قبولی قائل شده باشی) کسی خواست به او هم رای بدهد، اصل عدم رای دادن به پاسدار لمپن معروف است.
یا مواردی از آن اوج اعتماد به نفس اصلاح طلبان یادم هست، که آن قدر از موفقیت به اثبات نرسیده شان اطمینان داشتند، که این چند هزارتومان این بار کروبی را به باد طنز و مسخره می گرفتند...

من را شخصا برآمد جریانات به سمت موسوی سوق داد. تصورم این بود که معمم بودن کروبی راه را برای دوختن خیلی پاپوش ها می بندد، از طرفی خیل مدیرانی که در اطرافش گرد آورده بود امید مضاعفی بود. فیلم انتخاباتی ش یک هفته پیش از پخش در تلویزیون با نام کرباسچی به هر سه آدرس ای میل ام ارسال شده بود، همه ی این ها به نظرم، یک قدرت مدیریتی باکفایت را نوید می داد.
سر مناظره با احمدی نژاد، وقتی نتوانست حتی در باب آن «خلیج دول العربی» (که سواد عربی اول راهنمایی هم برای توجیهش کفایت می کرد، و دقیقا در حوزه ی علم یک معمم قرار می گرفت) از پس احمدی نژاد برآید، دست و دلم سرد شد.

ولی ماجراهای پس از انتخابات باعث شد تمام قد جلوی این پیرمرد شجاع خم شوم. شجاعت و صراحتی که کروبی در این جریانات از خود نشان داد، و می دهد برای من فوق العاده ارزشمند است. خدا حفظش کند.

علی ای حال، دیروز کروبی آمده بود بیمارستان سینا، برای گرفتن گواهی معاینه ی فیزیکی یکی از فرزندان ملت، برای تایید اولین مورد از مستنداتش در رابطه با Sexual Insult در حین شکنجه ی زندانیان سیاسی، و دیروز توی درمانگاه سینا غوغایی برپا بود.

پ.ن: عنوان برگرفته از داستان کوتاه ماندگاری است اثر ـ«ویلیام فاکنر» ، (متاسفانه) با ترجمه ی «نجف دریابندری»، با عنوان «یک گل سرخ برای امیلی»


نوشته شده توسط آیدا در ساعت: 10:05 PM یادداشتها (3)