شامگاه یکشنبه 12 اردیبهشت، دوست و هم دانشکده ای من، «مریم عباسی نژاد» ، را دستگیر کردند.اتهام وی را شرکت در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی در روز 4 اردیبهشت 89، در اعتراض به نتایج آزمون پذیرش دستیار تخصصی پزشکی(که در اسفند ماه سال 88 برگزار شد) اعلام کرده اند.
طوری که گفته می شود الان مریم در زندان اوین به سر می برد.

متن نامه ی سرگشاده ی انجمن اسلامی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به شرح زیر است:
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ
اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده-8)
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، براى خدا به داد برخيزيد و به عدالت شهادت دهيد، و نبايد دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است، و از خدا پروا داريد، كه خدا به آنچه انجام مىدهيد آگاه است»
حضرت آیت الله صادق آملی لاریجانی؛ ریاست محترم قوه قضائیه
جناب آقای دکتر علی لاریجانی؛ ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
جناب آقای دکتر باقر لاریجانی؛ ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی تهران
هنوز زخم هایی که پس از انتخابات بر روح و تن دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران وارد آمد از یادمان نرفته است؛ روز 13 آبان 88 را؛ که دو تن از دانشجویان سال پنجم هنگام خروج از درب دانشگاه به مقصد بیمارستان به نیت خدمت به دردمندان جامعه، بازداشت شدند. مگر می توان فراموش کرد 16 آذر را که در حاشیه خیابان پورسینا همکلاسی سال دوممان را بی دلیل بازداشت کردند؛ و30 بهمن ماه را؛ که در کلاس درس بیمارستان حرمت پزشک و دانشجو با هم دریده شد و دوستان سال ششممان را دستگیر و به ناکجای اوین منتقل نمودند تا به زعم ایشان یا ارشاد شوند و یا تاوان گناه ناکرده بپردازند.
به کجا می برند دردانه های ملت را؟ آری؛ به کجا؟ و به کدامین جرم؟ قسم به عدالت که کیمیای این روزهاست هنوز که هنوز است نمی دانیم جرم دوستانمان چیست. خبر احضار و دستگیری و صدور حکم های سنگین و کمرشکن برای دیگر دانشجویان، روز به روز، سختی تحمل این روزگار را غیر ممکن تر می سازد.
اما این بار دست اینان که نمیخواهند دانشگاه قلب تپنده ملت باشد، بر نامی رفت که دل هر دانشجوی بیداری را به درد می آورد و این سوال را در ذهن ایشان ایجاد می کند که آیا دیگر کورسوی امیدی هم باقی مانده است؟ نمی دانیم دانشگاه ، از دکتر مریم عباسی نژاد مصداقی کامل تر برای عنوان "دانشجوی خط امامی" به خود دیده است؟ همو که دغدغه ی دین در تار و پود وجودش ریشه دوانیده و اعتدال در تمامی رفتار های سیاسی اش نمود دارد. وی نمونه کامل دانشجویی است که احساس سیاسی، درک سیاسی و تحلیل سیاسی را یکجا دارد، همو که به واقع اصولگرایی حقیقی و در عین حال اصلاح طلبی ثابت قدم است. مریم عباسی نژاد، نمونه تمام عیار کسی است که به تعبیر رهبر انقلاب دو بال اصول گرایی و اصلاح طلبی را با هم یکجا دارد. اگردینداری، اعتدال، قانون گرایی و در عین حال آزادیخواهی عباسی نژادها نبود، امروز نه دانشگاهی بود و نه از هویت نقادانه دانشجویان اثری باقی مانده بود.
این بار نمایندگان دولت، که خود را دلسوز دین و قانون می دانند، کسی را فراخواندهاند که همواره بر مدار دین و قانون حرکت می کرد و مخالف هر حرکت هیجان زده و بی منطقی بود تا نه نیازی به بولدوزر باشد که دفتر انجمن اسلامی را با خاک یکسان کند و نه نیازی به تاسیس انجمنی فرمایشی.
استاد عزیز، جناب آقای دکتر باقر لاریجانی!
دکتر مریم عباسی نژاد، کسی بود که هر زمان خبر ناگوار احضار، دستگیری و بازداشت دانشجویی می رسید،چه انجمنی و چه غیرانجمنی، از هیچ تلاشی برای آزادی وی – در زبان و عمل – فروگذار نمی کرد و اگر هم کاری از وی ساخته نبود سنگ صبوری بود برای درد دل های آنها. اما امروز که خبردار شدیم دکتر عباسی نژاد بازداشت شد، شکایت و درد دل خود را به که بریم؟
آیا این مشی ناصواب که آقایان در پیش گرفته اند، هدفی به جز خاموشی - ولو ظاهری - دانشگاه می جوید؟ آیا فراموش کرده اند این سخن رهبری را که فرمودند"خدا لعنت کند آن دست هایی راکه تلاش کرده اند و می کنند که قشر جوان و دانشگاهی ما را غیر سیاسی کند"؟ آیا بازداشت کسانی چون دکتر عباسی نژاد دیگر راهی برای نقد مشفقانه ی دانشجوی بیدار باقی می گذارد؟ آیا زمانی که پاسخ حرکت اصلاح گرایانه و براندازانه یکی باشد می توان امیدی داشت که دانشجوی دردمند دم بر آورد و نقدهای دلسوزانه خود را با اصحاب قدرت در میان نهد؟ مباد چنین شود که از طریق انصاف و عدل خارج شویم که مولایمان علی (ع) فرمود "هیچ چیزچون ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نکند و خشم خدا را برنیانگیزد؛ زیرا خدا دعای ستمدیدگان را می شنوند و در کمین ستمکاران است" وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ (شعرا - 227)
حضرات لاریجانی!
شما هر یک بر والاترین مسندهای جمهوری اسلامی تکیه زده اید: ریاست مجلس شورای اسلامی؛ ریاست قوه قضائیه و ریاست بر دانشگاه علوم پزشکی مادر "دانشگاه علوم پزشکی تهران".به یاد آورید که امیرمومنان خطاب به کارگزارش می فرماید"مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان جانور درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری. زیرا آنان دوگروهند، یا هم کیشان تو هستند یا همانند تو در آفرینش". به عنوان فرزندان کوچک شما و عضوی از خانواده بزرگ دانشجویان و جامعه پزشکی خواستاریم آنچه در توان دارید در توقف این روند نامیمون که پایانی جز تباهی سرمایه های ارزشمند جنبش دانشجویی کشور ندارد به کار بندید و نگذارید کار به جایی رسد که نااهلان، عرصه دانشگاه را برای تحقق اهدافشان مناسب بینند.
نویسندگان این نامه از سر درد با شما سخن می گویند که دیگر در این ملک غریب نه چشم به اجرای عدالت دوخته ایم و نه در این آشفته بازار امیدی به رعایت حقوق شهروندی داریم. نمی دانیم که آیا آزادی خانم دکتر عباسی نژاد می تواند امیدی در دلهایمان برویاند یا نه ، اما می دانیم که هزینه ی هر روز در بند بودن فرزندان ملت، به خواب آرام عده ای که آرامش را در سکوت مرگبار دانشگاه می جویند نمی ارزد.
اللّهُمّ لَا أَشْكُو إِلَى أَحَدٍ سِوَاكَ، وَ لَا أَسْتَعِينُ بِحَاكِمٍ غَيْرِكَ، حَاشَاكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ صِلْ دُعَائِي بِالْإِجَابَةِ، وَ اقْرِنْ شِكَايَتِي بِالتّغْيِيرِ.
«خدايا من به هيچ كس جز تو شكايت نمىكنم و از هيچ حاكمى غير از تو يارى نمىجويم. حاشا كه چنين كنم! پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و دعايم را به اجابت پيوسته ساز و شكايتم را با تغيير دادن وضع موجود مقرون فرماى. »
ومن الله توفیق
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی
15 اردیبهشت ماه 1389