مرتضی

به شخصه و به طور جدی از up کردنت در زمانی که همه چیز بوی تعطیلی می دهد ممنونم .


میثم

یکم: سال نو مبارک
دوم: با هر کسی که هر جور از ژولیت بینوش تعریف کنه، موافقم.
سوم: نمی دونم چرا بر خلاف خیلی از دوستام با خیلی دور...حال نکردم. احتمالا به خاطر نشانه های کاملا افراطی که فیلم رو پر کرده بودند. تابلوی این نشانه پردازی توی عنوان فیلم هم هست.خیلی دور خیلی نزدیک.این نشانه ها دائم خودشون رو به رخ می کشن. روایت و همه چیز فیلم فدای نشانه ها می شه.از تصاویر فوق العاده اش البته نمی شه گذشت.


دختر زرتشت

سلام .اولا سال نو مبارك.دوما اين فيلم با بازي ژوليت برونشه عالي شده بود . اما محتواش ... .فكر نمي كني كمي داستانش تكراري بود؟ به نظرم رنگ زرد و قهوه اي تو اين فيلم خيلي تو چشمه .
سوما : قسمتهاي سانسور شده خيلي دور خيلي نزديك واقعا مسخره بود .مي دوني ؟ يه جورايي محتواي فيلم رو ضعيف مي كرد.
چهارما : منظورت همون موسيقي ايه كه اون آقا واسه خانومه ترجمه اش مي كنه؟


پاسخ

سلام،سال نوي تو هم مبارك!
دوما: منم گفتم كه داستان اصلي‌ش رو اصلاً دوست‌نداشتم، نه فقط چون تكراري بود، چون...كلاً با تعريفي كه براي عشق مي‌ده موافق نيستم. ولي كلاً يه مدت‌ئه كه چه تو فيلم، چه تو كتاب سعي‌مي‌كنم هم‌سنگ داستان، از شيوه‌ي بيانش هم لذت ببرم، و قبول كنيم كه بيمار انگليسي جداً فيلم خوش‌ساختي‌ئه.
چهارما:آره.


نام:


ايميل:


آدرس وب:


اطلاعات شخصی ذخیره شود؟
بله
خیر
يادداشت: